|
پاسخها
پاسخ سؤال شانزدهم- پاسخ: مسئله غديرخم يك موضوع صرفاً تاريخى نيست كه ما اكنون پس از چهارده قرن بر سر موضوعى كه گذشته و تمام شده نزاع كنيم. بلكه يك مسئله اعتقادى است و شناخت آن لازمه شناخت خط حقيقت اسلام پس از رسول خدا عليه السلام است. اين موضوع حقيقتاً تفصيل زيادى را مىطلبد، اما در حد مختصر بايد گفت با توجه به آيه اكمال، خداوند به واسطهى اعلام ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام نسبت به اسلام، بهعنوان دين ابدى، راضى گرديد. (و رضيت لكم الاسلام دينا) يعنى به اسلام منهاى اين ولايت، رضايت ندارد. و با توجه به آيه تبليغ، اعلام اين موضوع معادل تمام رسالت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله بوده و اگر حضرت آن را بيان نمىكرد، مانند آن بود كه اصلاً هيچ چيز در دين را به مردم نرسانده باشد (و ان لم تفعل فما بلغت رسالته). شناختن غدير و پيام آن به منزله شناختن حقيقت اسلام است زيرا براساس عباراتى كه از خطبهغدير نقل كرديم پس از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله اميرالمؤمنين عليه السلام و ائمه بعد از ايشان هستند كه به واسطهى وراثت علم الهى پيامبر بر حقايق دين و قرآن آگاهند و اين حقايق را باز مىگويند. شناخت خط غدير يعنى همراه شدن با حق كه «على مع الحق والحق مع على» و جدا شدن از غدير يعنى فاصله گرفتن از اسلام تا جايى كه به فاصله اندكى از رسول خدا صلى الله عليه و آله كسانى به نام خلفاى اموى و عباسى بر اريكهى قدرت نشستند كه تواريخ شيعه و سنى از بيان سيره و آيين زندگى و حكمرانى آنان سياه و شرم آور گرديده است. تنها كافى است به كتاب «تاريخ الخلفاء» نوشته دانشمند صاحب نام اهل سنت، جلال الدين سيوطى (كه يك مجلد است) مراجعه نماييد تا ملاحظه كنيد كه چه فجايعى در طول تاريخ اسلام به نام جانشينى پيامبر رخ داد كه گاه قلم از بازنويسى آنها شرم دارد. (و سيوطى خود با همين تعبير، از نوشتن قسمتهايى از اين تاريخ آلوده، عذر خواسته است) و اين نتيجه جدا شدن از خط غدير بود. همچنين براى ملاحظه آثار اعتقادى دور شدن از خطغدير مىتوانيد به «كتاب معالم المدرستين اثر علامه سيد مرتضى عسگرى (كه در بازار كتاب موجود مىباشد)» مراجعه كنيد تا ببينيد اين فاصله گرفتن از خط غدير چگونه خدا و پيامبر واعتقاداتى را رقم زده است. و آخرين سخن اينكه، تكيه و تأكيد بر پيام غدير، دستور شخص پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله است، آنجا كه در ضمن خطبهغدير فرمودند: «اى مردم، من امر خلافت و امامت و وراثت خود را در نسل خود تا قيامت به وديعه مىگذارم. من آنچه را مأمور به ابلاغش بودم رساندم تا بر حاضران و غايبان و همه كسانى كه اينجا حضور دارند يا ندارند و آنان كه به دنيا آمده يا نيامدهاند حجت باشد. پس حاضران به غايبان و پدران به فرزندان (اين پيام را) تا قيامت برسانند. و فرمودند: «بدانيد كه بالاترين امر به معروف و نهى از منكر آن است كه سخن مرا بفهميد و آن را به كسانى كه حاضر نيستند برسانيد و از جانب من ايشان را به قبول آن امر، و از مخالفتش نهى نماييد.» |