سوالات پيش‌فرض

پاسخ‌ها

 

پاسخ سؤال پانزدهم-

پاسخ: با رعايت اختصار به چند نكته در جواب سؤال ياد شده اشاره مى‌‏كنيم:

الف ـ امير المؤمنين عليه ‏السلام هرگز در مقابل آنچه واقع شد سكوت نفرمود. حضرت خود در شرح وقايع روزهاى اول پس از رحلت پيامبر اكرم صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله مى‌‏فرمايد دست فاطمه و دو فرزندم حسن و حسن را گرفتم و به سراغ اهل بدر و سابقين در اسلام رفتم و آنها را به حق خويش قسم دادم و به يارى خود دعوتشان نمودم اما جز چهار نفر به من جواب نداند: سلمان، عمار، مقداد و ابوذر (احتجاج طبرس 1/190، كتاب سليم بن قيس /
حديث 13حضرت در روزهاى اول رحلت رسول خدا
صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله در خطابه‌‏اى طولانى ماجراى غدير خم را با ذكر جزئيات بيان فرمودند (روضه كافى / 27) و يادآورى غدير خم در موقعيت‌هاى مختلف ادامه داشت تا جايى كه حتى سال‌ها بعد در دوران حكومت خود نيز به غدير‌خم استناد مى‌‏فرمود.

در كتاب اسرار غدير تأليف دانشمند محترم آقاى محمد باقر انصارى (انتشارات مولود كعبه / 1379) به 32 مورد از استنادات اميرالمؤمنين عليه ‏السلام به غدير‌خم اشاره شده است.

ب ـ امير المؤمنين عليه ‏السلام آنگاه كه پس از رحلت پيامبر اكرم صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله براى احقاق خود به مهاجر و انصار مراجعه و حق خود و غدير‌خم را يادآورى مى‌‏فرمود، بارها فرمود كه اگر فلان تعداد يار داشته باشم براى احقاق‌حق‌خويش خواهم جنگيد و چند نوبت عده‌‏اى اعلام آمادگى نمودند، حضرت قرارى را معين فرمود تا آنها در آن قرار حاضر شوند ولى تنها همان چهار نفر به وعده خود وفا كردند. (مرآة العقول 25 / 70-78، بحار الانوار 33 / 151، شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 2 / 47

ج ـ مردم در يارى حضرت بسيار كوتاهى كردند، تا جايى كه فرمود: «ناگاه نگريستم و دريافتم كه جز اهل بيتخود ياورى ندارم و از مرگ آنان دريغم آمد» (نهج البلاغه / خطبه 26) اين عبارات علاوه بر آنكه تنهايى حضرت را در ميان مسلمانان مى‌‏رساند، نشان مى‌‏دهد كه خانواده امام عليه ‏السلام به عنوان تنها ياورانش در معرض خطر مرگ قرار داشتند.

همچنين زمانى كه حضرت را به زور براى بيعت به سوى مسجد مى‌‏كشيدند، امام عليه ‏السلام رو به قبر رسول خدا نمود و اين كلام هارون عليه ‏السلام به موسى عليه‏ السلام را تكرار فرمود كه: «اى پسر مادرم، قوم مرا ناتوان يافتند و نزديك بود مرا بكشند» (اشاره به آيه 150 سوره اعراف) (كتاب سليم بن قيس / حديث 22)

د ـ امير المؤمنين عليه ‏السلام در عبارات مختلفى اشاره نموده‌‏اند كه رسول خدا صلى ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله با ايشان عهدى نموده بودند به اين مضمون كه اگر ياور نداشتى، از اقدام براى گرفتن حق خود در خلافت دست بكش و جان خود را حفظ كن (مستدرك نهج البلاغه كاشف الغطاء / شماره 54 و 141، بحار الانوار 29 / 582)

حكمت اين دستور رسول خدا را شايد بتوان چنين دانست كه حقايق دين در سينه امير المؤمنين عليه ‏السلام قرار داشت. و حفظ حقيقت دين به حفظ جان امام عليه‏ السلام بسته بود. ضمن آنكه اگر جان حضرت در معرض خطر قرار مى‌‏گرفت چه بسا اين خطر متوجه خانواده‏‌ى حضرت و امام حسن عليه ‏السلام و امام حسين عليه ‏السلام نيز مى‌‏شد.